تبلیغات
بوگ آغاز مکران (روستای تاریخی بگ)
بوگ آغاز مکران (روستای تاریخی بگ)
به ما بپیوندید

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

فقر یعنی..............

فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت
فقر اینه که از دینارزهی و کمال خان  و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛
فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته... باشی؛
فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛
فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛
فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که موها و گردنشو بپوشونه، وقتی تنها میری بیرون جلو پای زن یکی دیگه ترمز بزنی!

اینجا کجاس (بلوچستان یا جایی دگر) ؟

اینجا س و ب یا همان سیستان و بلوچستان خودمان است، اما اینکه این دو قوم چقدر از کنار هم بودن راضی هستند نیازمند بحثی بس مفصل است.مسئله ای که اکنون پیش آمده یک ضعف مدیریتی بسیار بزرگ در مدیریت منابع انسانی است زیرا در شرایطی که لیسانسه های بلوچ در به در به دنبال کار می گردند و آزمون استخدامی نمانده که در آن شرکت نکرده باشند،در کمال تعجب می بینیم که دیپلمه ها و حتی زیر دیپلم های محترم سیستانی پست های سازمانی و اداری را اشغال کرده اند...
از وضعیت شهرهای بلوچستان که هرچه بگوییم کم گفته ایم: وارد زاهدان که می شوی دیگر اصلا نمی شود فهمید که این شهر زمانی متعلق به قوم بلوچ بوده است، پا به هرکجا که می گذاری زبان شیرین سیستانی را می شنوی ، انگار قرار است بلوچ به زودی منقرض شود!!!
به دانشگاه می روی و دختران و پسرانی را می بینی که یکدست لباس فارسی پوشیده اند،دیگر حتی از ظاهرشان هم نمی شود فهمید که بلوچ هستند،ولی بدبختی آنجایی شروع می شود که آخر فامیلت (زهی) یا (زایی) داشته باشی، تابلو می شوی، "این بلوچ است" حالا چطور می خواهی از استاد نمره بگیری یا دنبال کار بروی؟

آیا...

آیا همه باید به یک اندازه داشته باشند ؟! پایگاه مردمی همه آدمیان باید برابر باشد ؟! کسانی که اینها را می گویند یا ابلهند و یا گرگانی هستند که پوستین گوسفند به سر کشیده اند . آنگاه که عده ایی شب و روز برای رشد و بالندگی سرزمینشان تلاش می کنند از همه چیزشان می گذرند هزاران هزار نام ناشناخته در وادی های گوناگون از کیان کشور ، آزادی و مردم خویش با سینه ایی ستبر نگهبانی می کنند را چگونه می توان با کسانی یکی نمود که تنها موارد با اهمیت زندگی آنها ; زمان خواب و خوراک ، دیدار دوستان کوچه و بازار ، آخرین فیلمی که بر پرده سینماست و یا چشم و ابروی دیگری ست....

آیا نوبت ما قصرقندی ها هنوز هم نرسیده؟

مردم قصرقند سالیان سال است  در زیر این پرچم سه رنگ، بدنه  زنده ی آن بوده اند و نام آن را بر دوش خود در فضای جامعه مدنی به حرکت درآورده اند  و سالیان درازی است که از جمع مسئولین خواستار حرکتی بنیادی در جهت شهرستان شدنش هستند همینطور که اکثر شما عزیزان مستحضرید در اوایل بهمن ماه 89 در آخرین لحظات  بدلیل وجود افرادی که من را بر ما ترجیح می دهند و برای اثبات وجودشان که به خواب ابدی رفته بودن از شهرستان شدنش جلوگیری شد لیک :

چه جای شکر وشکایت زنقش نیک وبد است        چوبر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند

 چندیست که یه سوال بدجور ذهنم رو مشغول کرده و میخواستم از مسئولین بپرسم که آیا بس نیست  آیا وقت آن نرسیده که این بار نیکشهر بعد از گذشت یک دهه، که نقش  مرکزیت را بازی میکرده زیر نظر قصرقند بره؟؟ 

برگی از تاریخ مکران

مَکران سرزمینی ساحلی در جنوب خاوری ایران و جنوب باختری پاکستان است که در طول خلیج عمان از رأس‌الکوه در باختر جاسک تا لاس بلا در جنوب خاوری ایالت بلوچستان پاکستان گسترده‌است.

کوه‌های خشک و بایر کرانه‌های مکران از دید جغرافیای طبیعی دنباله کویر است، که تا آنجا گسترش یافته. گویا در در سده‌های میانه این سرزمین از آنچه اکنون دیده می‌شود، حاصلخیزتر بوده است. جغرافی‌نویسان پیشین اسامی بسیاری از شهرهای مکران را در کتاب‌های خود ثبت نموده‌اند ولی هیچکدام به طور گسترده از آن شهرها یاد نکرده‌اند. مهمترین درآمد مکران از نیشکر و یک گونه شکر سفید موسوم به پانیذ بوده‌است که از آنجا به سرزمین‌های مجاور صادر می‌گردیده.

نام مکران با نام این منطقه در زبان سومریان و زبان بابلی نخستین یعنی «مگان» همریشه دانسته شده‌است.

ادامه مطلب

راز سر به مهر قصرقند

منبع: وبلاگ نیکشهری از محمدصدیق دهقان

تقریبا اوایل بهمن ماه سال 1389بود که شکل گیری شهرستان جدید قصرقند در سطح منطقه مطرح شد و موجی از خوشحالی و شادمانی را برای مردم منطقه قصرقند در بر داشت. آن طور که گفته می شد قرار بود با انتزاع منطقه تلنگ از دشتیاری و همین طور منطقه  چانف از بخش لاشار شهرستان جدید ایجاد شود. مسئله ای که بعد از طرح آن با مخالفت شدید مردم تلنگ روبرو شد چرا که تمام مناسبات اداری، اقتصادی، اجتماعی و... اهالی تلنگ با دشتیاری بود و پیوند آنان با قصرقند نوعی ناهمگونی و ناسازگاری در زمینه های گفته شده را برای مردم تلنگ به همراه می آورد این واقعیت تلخی است که پذیرش آن برای قصرقندی ها بسیار سخت است چرا که بدون پیوست تلنگ گفته می شود آمار جمعیتی قصرقند به نصاب لازم جهت تشکیل شهرستان نمی رسد و این یعنی برباد رفتن آرزوهای دیرین مردم قصرقند که در برهه های مختلف زمانی معتقدند در حق این منطقه اجحاف شده است و گرنه باید چندین سال قبل به جای نیکشهر می بایست قصرقند به عنوان اولین شهرستان بعد از انقلاب تاسیس می شد.
در این بین قصرقندی ها معتقدند مخالفت های  نماینده وقت مبنی بر عدم الحاق تلنگ به قصرقند مزید بر علت گشته است و هم اکنون طرح انتزاع قصرقند از نیکشهر و تبدیل آن به شهرستانی مستقل هم چنان کان لم یکن مانده است.
در حالیکه مدت زیادی است که مردم منطقه کوش به زنگ هستند که در یکی از مناسبتهای ملی و مذهبی تشکیل شهرستان قصرقند اعلام شود

عذرخواهی

باسلام حضور کلیه کاربران وبازدید کنندگان بزرگوار وبلاگ ،باعنایت به ابراز لطف تعدادی ازشما عزیزان مبنی بر عدم به روز رسانی مطالب وبلاگ ضمن پوزش از حضور شما بزرگواران ازوقفه ای که دراین خصوص رخ داده است لازمه به عرض برسانم همانطور که خود تون بهتر واقفید هر کار ورشته ای مشکلات و محدودیتهای خاص خودشو دارد و به تبع برای ارتقاء و پیشرفت شرایط خاصشو می طلبد پس دسرسی راحت وباسرعت مناسب به اینترنت از ابتدایی ترین ودرعین حال اصلی ترین شرایط به روز رسانی وبلاگ و پیشرفت در وبلاگ نویسی می باشد .متاسفانه تنها شبکه اینترنت قابل دسترسی دراینجا شبکه همراه اول میباشد که آنهم با روشها، مکافات وترفند های خاص قابل اتصال به سیستم رایانه میباشد .با در نظر گرفتن این شرایط امید داریم کاستی ها را برما ببخشید وبا وجود همه این تقصیرها همچنان همراه ویاور ماباشید و با ارائه نظرات خود موجبات دلگرمی بیشتر ما را جهت ادامه این راه فراهم آورید .

به بهانه نوروز

 زمین نفس دوباره می کشد.

  برگها به رنگ در می آیند.

  گلها باردیگر لبخند می زنند.

  و پرنده های خسته شادمان برمی گردند.

  عالم وآدم شتابان به استقبال تغییر میروند،حتی زمستا ن باخاطرات شب یلدا.

  این همه از برکت بهار است ،درهر محدوده مکانی.براستی نوروز متعلق         

 به   نسل وقوم خاصی نیست چراکه  پیام   نوروز  ،نو شدن است وبس.

  سهم ما دراین همه تغییرات چیست ؟نقش و وظیفه ما چیست.؟

  آیا تنها به استجابت دعای حول حالنا ازقدرت لایزال محول  الاحوال امید

  بسته  ایم.یا حرکتی نو باید برای سالی نو.

 باخوبی ها وبدی ها هرآنچه که بود برگی از دفترروزگار  ورق خورد. یک سال

دیگر گذشت چه خوب چه بد.

  بیایید تاملی کنیم بر یکسال از عمر گرانمایه که از خدا هدیه گرفته بودیم نقدی

داشته باشیم براین سیصدوشصت روز،عهدی ببندیم با خود وخدای خود که

فردایمان را بهتر از امروز ودیروز بسازیم.پس لازم است که تغییر کنیم.همچنان که

کل طبیعت به اذن خدا تغییر میکند برمانیز واجب است که به این خواست الله

لبیک بگوییم ووجودمان را به خوبی ها بیاراییم و بدی ها را دور ریزیم .بی شک 

ارمغان بدی ها چیزی جز پشیمانی نیست.

"پیشاپیش سال نو بر شما خوبان مبارکباد"


تگرد

حصیربافته شده از برگ درخت نخل وحشی یا داز  درزبان بلوچی تگرد نام دارد

دازدرکوهها،کوهپایه هاودشتها به صورت خودرو رشدمی کند.شاغلین این شغل برای یافتن تنها مواداولیه به محل رویش داز رفته وپس از برش برگ این درخت به وسیله داس وحمل آن باالاغ به روستا وزدودن مواد زاید آن ازقبیل ته شاخ ها وتارهای اضافی ،بصورت برگ برگ مرتب وآماده بافتن میشود.

برای تهیه تگرد ابتدا نوارهایی به عرض 25-20سانت بامهارت وسرعت خاصی بافته میشود. آنگاه از به هم پیوستن نوارها تگرد دراندازه مورد نظر تهیه میشود.

ادامه مطلب

آس انت بلوچ ءِ جان

آس انت بلوچ ءِ جان

{ ماشکے ءِ بمبگواری و ماشکے ءِ شهیدانی نام ءَ }
 
حق لوٹیـانی برورد ،بـمـبـانی چـیـر ءَ گار !
...

رُژنانی بــرانــز و زیــرّگ ، بَٹاک بنت مهار !

دِرّئــے ڈگار ءِ تـَـل تو ، سـاهـاں بـُن دئــے

زا ئــے په مردماں تو ، شُردانی تو زهـار

جمبور و آس گوارئے ، پـُـلّیں تو ماشکے ءَ

لنگڑ و پادشپاد ءِ ، شـرم انت کنئے شکار

مُلک واجهاں کُشئے تو،مُلکءَ پُل ئے بَرئے

ارزان نہ انت اے کار ، هوش ءَ سـر ءَ بـدار

هِمّت نه انت ساهے،هَتیارئی گِپت کنئے

سسّا نه بنت دارگ ، تـئـی تـوپـک ءِ تــوار

آس انت بلوچ ءِ جان و آس انت بلوچءِ مُلک

دنیا چیا چو واب انت ، پـرچـا نه کنت سار

بیرک بلوچ ءِ لوٹ انت ، بـیـرک دل ءِ مـــراد

آزاتــی ءَ ابــیــد چه ، دارئـــے نه تـو مــزار

پَهراں و زند ءِ جنگ ءَ ، چَکپَد نه بیت جهان

ما هم سراں هوار اوں،بیلاں گُوں سرمچار

« تَهل » ءِ جواب تَهل انت ، بیڑانی بیڑ بیڑ

آسانی بیت آسـے ، زُلمانی بـیـت سَـگار


آیینهای فراموش شده امااصیل

هرکه بامش بیش برفش بیش

بی گمان هر قوم وملتی که از پیشیشنه تاریخی باقدمت طولانی تری برخوردار باشد ازغنای فرهنگی بالاتری برخوردار خواهد بود.
جمله تاریخ نویسان بنام داخلی وخارجی براین باور صحه گذاشته اند که  قوم بلوچ بااصالت آریایی ،ازنواحیی در روسیه کنونی واز طریق مرزهای شمالی وارد ایران شدند. وخواستگاه اولیه شان درقسمتهایی از شمال کشور می باشد وپس ازمدتی اسکان در کوهپایه های رشته کوه البرزبه دلایل نامعلومی به نواحی جنوبی وشرقی ایران نقل مکان کردند.این قوم ازدیرباز به زبان فعلی بلوچی البته با اندکی تغییر صحبت می کردند.وکوه البرز برای نخستین بار توسط این قوم نامگذاری شد. کلمه برز درزبان  بلوچی به معنای بلندی است وارتفاع بلند این کوه مهمترین دلیل نامگذاری آن به این نام میباشد . قدر مسلم هرقوم وملتی باقدمتی به پهنای تاریخ ،دارای فرهنگ ،آداب ورسوم اصیل وخاص میباشد که موارد زیر گوشه ای از این غنجینه از یادرفته میباشد.

ادامه مطلب

کشاورزی شغل یا سرگرمی

 از بد روزگار به اینجا پناه آورده ام

این جواب اکثر کشاورزان به سوالیست که آیا از شغل فعلی خود راضی هستید؟ البته پس از شکر خدا

کشاورزی در اینجا به شکل سنتی و آماتور است،و بیشتر جنبه سرگرمی دارد تا حرفه ای ،شایدهم خوشبینانه ترینشون آن را مایه تامین قسمتی از غذای روزانه خود و خانواده تحت تکفل بدونن

کشت یونجه و خرما بشترین سهم را در بین  کشاورزان به خود اختصاص داده اند وپس از آن کشت مرکبات ،انبه وبرنج هم از فعالیت های کشاورزی اینجاست.

آبیاری مزراع وباغات اکثر با حفر چاه وقسمتی از آب قنات تامین میشود، نبود حمایت بخش دولتی، آموزش های مرتبط با شغل کشاورزی،عدم دسترسی به بازارهای هدف و رواج دلال ودلال بازی در خرید محصولات بیشترین خسارت را به کشاورزان منطقه وارد آورده است، بطور مثال خرما که بوسیله دلالان  از کشاورز با قیمت هرکیلو کمتر از  200  تومان خریداری میشود ،در نهایت در بازار بالای  3000  هزار بفروش میرسد، و درصورت عدم فروش بقیمت دلخواه دلال در نهایت از آن بعنوان غذای دام استفاده کند چون خریدار دیگری درکار نیست، بهمین علت اکثر کشاورزان خواهان اینند که محصولشان به هر آفتی گرفتار شود تا بتوانند چندرغازی بابت بیمه محصولشان خسارت دریافت کنند.

آیا واقعا این حق کسی است که با دل وجان برای استقلال مملکت خود وتامین نیازهای مردم آستین بالا میزند...................

تصاویری از......................

 

 
  • تعداد صفحات :8
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
 

درباره وبلاگ

وبلاگ حاضر به منظور معرفی روستای متمدن وقدیمی بوگ درکنارمعرفی استاتید،بزرگان وفرهنگ غنی واصیل قوم بلوچ به دوستداران فرهنگ و تمدن منطقه ایجادشده است .امیدوافر داریم کاستی ها رابرما ببخشید ودر پربار نمودن آن مارا تنها نذارید.
نظرات هرچند کوتاه شما را به دیده منت ارج می نهیم .
مدیر وبلاگ : شه بخش کدخدایی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان

فالطالع بینیفال روزانه
فالطالع بینیفال روزانه
فال حافظ

.

کد جمله های دکتر شریعتی

کد جمله های دکتر شریعتی

دیکشنری آنلاین

دیکشنری آنلاین